این امان نامه را بگیر
حاج محمود کریمیپسندیدن11
بازدید700+
این امان نامه را بگیر تا به پاسِ این امان در امان بمانی از صیوف و از سنان چشم را به ما بگو، تا برای چشمِ تو حرمله نیاورد کمان این امان نامه را بگیر و با برادران خود از زمینِ کربلا برو از حسین هیچ چیز جز بلا به تو نمیرسد ولی یزید درِ تمامِ گنجههای زیورش گشوده است رو به رویتان آفت است از حسین هرچه میرسد از حسین غیر دردسر چه میرسد ماهِ هاشمی نسب در تقابلِ حسین با یزید پای خویش را بکش عقب حسابِ تو از حسابِ او جداست لحظهای سکوت شد و چشمهای نافذ البسیرهی علم به دوشِ کربلا ناگهان سکوت را شکست من ابوالفضایلم من فقط به سمت قبلهی حسین مایلم من ابوالفضایلم حسین کشتیِ نجات و من برای این صفینهالنجات ساحلم من ابوالفضایلم من به فیضِ پا رکابیِ حسین نائلم خاک حیدر است شاکلم پاسبانِ خیمههای هاشمیهام من ابوالفضایلم حرفِ دشمنانِ حق به جز دروغ نیست امانِ دشمنِ خدا به حز فریب نیست شما دروغ گفتهاید امان نامه میدهید ولی پس از امان، امان نمیدهید به جنایت همیشگیتان ادامه میدهید ولی کلام من هم مسیر با حقایق است وعدههام حقِ مطلق است همیشه صادق است من ابوالفضائلم کاشف الکروبِ سرورم حسین غصههاش را چاره میکنم آن امان نامه را وا نکرده پاره میکنم تا که زندهام امان به دشمنِ برادرم نمیدهم یزید اگر درست کار بود آب را نبسته بود روی بچههای ما یزید اگر درست کار بود نمیکشید لشکرِ صنان و نیزه را به کربلای ما یزید اگر درست کار بود تیغ روی پیر و کودک و جوان نمیکشید نقشه بر اسارتِ زنان نمیکشید به روی طفلِ شیرخواره که کمان نمیکشید یزید اگر درست بود به بهانهی حقوقِ هر بشر تیغِ ظلم را نمیکشید روی مومنینِ بی سپر من ابوالفضائلم تن به زلتِ امانِ فاسقان نمی دهم میبرم امانِ ظالم و شرور را به دشمنِ حسین امان نمیدهم دست به حسین میدهم ولی پا به پای کوفیان تن به زلتِ امان نمیدهم (چشم میدهم ولی رفیقِ آن یزیدِ کور دل نمیشوم)۲ عمود میخورد سرم ولی به زیرِ پرچمِ حرام لقمهها نمیروم تکه تکههم اگر شوم، بر فراز نیزهها یه به زیرِ دست و پا، تکه تکه هم داد میزنم یا حسین... **** یک یا علی بگو و به همراهِ من بیا میبردمت به خیمه اگر بود اکبرم تو سر نهادهای روی دامانِ فاطمه من را بگو که شمر نهد پا به هنجرم