ای که شد زنده به عشقت دل هر مرد و زنی
سیدرضا نریمانیپسندیدن10
بازدید600+
ای که شد زنده به عشقت دل هر مرد و زنی تو همان نفقهی روحانی جان در بدنی عشق رسوایی محض است که حاشا نشوم پس حسن گفتن ما تا به ابد شد علنی ساکن کشور سرسبز حسن آبادم با من انگار که هرجا بروم هم وطنی این گدا جای غذا مهر تورا میخواهد میشود گاه گُداری به دلم سر بزنی (چه دلی بردی از آن مرد که دُشنامت داد)۲ هیچکس مثل تو اینقدر نشد خواستنی خودمانی بگذارید بگویم اینبار دست و دلبازِ مدینه به خدا عشق منی احمد و حیدر و زهرا و حسینش یک سمت تو گل سر سبد شاکلهی پنج تنی آی دنیا، بشناسید منه مجنون را حسنیام، حسنیام، حسنیام، حسنی قبر بی زائر تو بازترین روضهی ماست جانِ کعبه به فدای تو غریبِ مدنی (زهر نه، سیلی کوچه جگرت را سوزاند)۲ دل تو بین گذر سوخت، عجب سوختنی **** تو کوچهها زخمم نمک خورده انگشترِ خلقت ترک خورده دردِ منو هیچکس نمیفهمه زهرا جلو چشمام کتک خورده دستام و از دستت جدا کردم تو شعله دنبال تو میگردم جوری زد و جوری زمین خوردی سنگینی دستاش و حس کردم دار و ندار زندگیم چیزی بگو حرفی بزن خاکی میشه باز چادرت هرشب تو کابوسِ حسن زهرای من...