نصب اپلیکیشن نوا
تصویر ابوالفضل بختیاری - ای که از کوفه‌ی معشوق دلم می‌گذری

ای که از کوفه‌ی معشوق دلم می‌گذری

[ ابوالفضل بختیاری ]
ای که از کوفه‌ی معشوق دلم می‌گذری
خون من ریخته در گام به گامش نظری

مسلم از پا شده آویز مناره بدنش
فطرس امروز ببر سمت نگارم خبری

شاه در کوه و کمر من وسط شهر غریب
آه از آن در به دری وای از این در به دری

بدنم زیر لگد مانده ترحم نکنید
با سم اسب به کوبید مرا ده نفری

هر چه آمد به سرم باز خدایا شکرت
دخترم نیست، زنم نیست در این دور و بری

حاضرم دختر من را به کنیزی ببرند
تا که از دختر تو دفع شود هر خطری

*****
ذلّت نمی‌پذیریم، با جان در این مسیریم
حسین جان، فقط برای تو می‌میریم، ما فقط برای تو می‌میریم 

ما همه لشکر خدائیم، فدائیان شاه کربلائیم
سربازان رهبر شهیدیم، جان‌فدائیم

(حسین جان، حسین جان، حسین جان، حسین جان)۲

کوفه حیا ندارد، شرم از خدا ندارد
نه این شهر خبری از وفا ندارد، آه خبری از وفا ندارد

کوچه به کوچه شد خیانت، خبر بیاورند اگر برایت
که سنگ و تیر و تیغشان به من داد دست بیعت

(حسین جان، حسین جان، حسین جان، حسین جان)۲

روی دار العِماره، گویم با لب پاره:
میا که زینب تو شود آواره، وای زینب تو شود آواره

برای دخترت میان انظار، بیا و معجر اضافه بردار
میا که زینبت رود میان کوچه بازار

(حسین جان، حسین جان، حسین جان، حسین جان)۲

ذلّت نمی‌پذیریم، با جان در این مسیریم
حسین جان، فقط برای تو می‌میریم، ما فقط برای تو می‌میریم 

ما همه لشکر خدائیم، فدائیان شاه کربلائیم
سربازان رهبر شهیدیم، جان‌فدائیم

(حسین جان، حسین جان، حسین جان، حسین جان)۲

*****
کوفه میا حسین جان
کوفه وفا ندارد

*****
من فکر نمی‌کردم یه روز کوفه گرفتارم کنه
شرمنده‌ی روی تو شم نامم بدهکارم کنه

من فکر نمی‌کردم اسارت باشه توو تقدیر من
از دستای تو دور بشن دستای توو زنجیر من

کوفه یعنی بلا آباد، صد تا مسلم به قربونت
اسم نوشتن روی نیزه شرط می‌بندن سر خونت

سر بریده می‌شی برگرد، صحبت از گندم ری بود
خواهرت رو نیار اینجا صحبت مجلس مِی بود

(ای حسین، ای حسین جانم، ای حسین، ای حسین جانم)۳

هرگز نبودم وقت مرگ یک ثانیه فکر خودم
سنگ خوردم از بالای بام، دل‌واپس زینب شدم

دندون غرق خون برام سخت کرده أشهَد خوندنو
از زیر پای مردم کوفه بیا بردار منو

جار زدن نامسلمونم، غم فقط طعنه خوردن نیست
سنگ سرم رو شکست گفتم: کوفه اصلاً جای زن نیست

نیزه و خنجر و شمشیر، دست هر کی یجچیزی بود
محرمانه می‌گم برگرد اینجا حرف از کنیزی بود

(ای حسین، ای حسین جانم، ای حسین، ای حسین جانم)۳

****
سینه‌زن‌ها می‌رسند از راه، لشکر را ببین
پای ما وا شد به روضه لطف مادر را ببین

قرب یعنی گریه کردن پا به پای روضه‌ها
گربه ما را می‌برد تا عرش شه پر را ببین

گریه کردم تا به چشم تو بیایم باز هم
التماس این نگاه نوحه پرور را ببین

تا همیشه عهده‌دار خرجی ما فاطمه است
شب به شب در چایخانه، جوش کوثر را ببین

(ای جونم به فدات، یا قتیل العبرات، 
یا قتیل العبرات، یا قتیل العبرات)3

*****
چشم‌ها یاد تو دست از خواب راحت می‌کشند
محتشم‌ها باز هم داد از قیامت می‌کشند

فاطمه پیراهنت آورده فهمیدم چرا
زودتر از ما ملائک وا مصیبت می‌کشند

انبیاء دارند می‌بینند بزم گریه را
ما میان روضه آن‌ها آه حسرت می‌کشند

جای بازی کودکان دارند تکیه می‌زنند
بچّه‌ها بر هر چه غیر از کربلا خط می‌کشند

راستی این روز‌ها باران که می‌بارد حسین
سینه‌زن‌های شما خیلی خجالت می‌کشند

مثل آقای شهیدم بار‌ها بعد از نماز
چشم‌ها را گریه‌کن‌ها روی تربت می‌کشند

(ای جونم به فدات، یا قتیل العبرات، 
یا قتیل العبرات، یا قتیل العبرات)۳

*****
سر نهادم روی هر دیوار با من گریه کرد
طوعه آب آورد امّا زار با من گریه کرد

بر سر دروازه آویزانم و از بی کسی
باد با من ناله زد نیزار با من گریه کرد

دخترانم هیچ فکر دخترانت سوختم
تا که گفتم از حرم بازار با من گریه کرد

سنگی از بامی سرم بشکست دیدم بی کسم
گفتمش از زینب و بازار با من گریه کرد

یاد دندان ثنایای تو دندانم شکست
آب هم با کاسه‌ای خون‌بار با من گریه کرد

*****
بی‌کسم دیدند و دورم جمع نا‌کس هم رسید
وای از عمامه‌ی سبزت که أخنَس هم رسید

با سر نیزه سنان می‌گفت: تابش می‌دهم
شمر در حرفش پرید و گفت: آبش می‌دهم

حرمله اینجاست یعنی تیر، ای وای از حرم

نظرات

0

پس از بررسی نمایش داده می‌شود

هنوز نظری ثبت نشده

  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل