ای کشته فتاد به هامون
کربلایی نریمان پناهیپسندیدن46
بازدید9.5K
ای کشته فتاده به هامون حسین من وی صید دست و پا زده در خون حسین من قتلوک عطشانا، ضبحوک عریانا غریب گیرآوردنت، تشنه سر بریدنت وای بمیره مادرت، وای بمیره خواهرت غریب گیرآوردنت، روخاکا کشیدنت جلو چشای دخترت، سر از قفا بریدنت غریب گیرآوردنت، تشنه سر بریدنت وای بمیره مادرت، وای بمیره خواهرت لشکریان خیره سر، چند نفر به یک نفر فاطمه میکنه نظر، چند نفر به یک نفر ای کشته فتاده به هامون حسینمن وی صید دست و پا زده در خون حسینمن راس تو میرود، بالای نیزهها من زار میزنم، در پای نیزهها آه ای ستارهی دنبالهدار من زخمیترین سر نیزهسوار من عمه جانم، عمه جانم، عمه جان قد کمانم ای بیکفن چه با این پارهتن کنم با چادرم تورا باید کفن کنم من میروم ولی جانم کنار توست تا سال های سال شمع مزار توست ای حسینم، ای حسینم، ای ضیاء هر دو عینم با گریه آمدم اطراف قتلگاه گفتی که خواهرم، برگرد خیمهگاه بعداز دقایقی دیدم که پیکرت در خون فتاده و بر نیزهها سرت عمه جانم، عمه جانم، عمه جان قد کمانم ای کشته فتاده به هامون حسینمن وی صید دست و پا زده در خون حسینمن