ای کریمی که گدا پشت درت آمده است
حاج منصور ارضیپسندیدن25
بازدید1.1K
ای کریمی که گدا پشت درت آمده است سرِ سال است، گدای سحرت آمده است بندهی عاصی و پر دردسرت آمده است تا که رزقی ببرد دور و برت آمده است پهن شد سفرهی ماهِ تو گرفتار رسید ربّ شهر رمضان عبد گنهکار رسید شُکر یکبار دگر شستنِ جان را دیدم بر سر سفرهسکی تو گریهکنان را دیدم از تو در دست گدا خط امان را دیدم ترسم این بود نبینم رمضان را دیدم من گنهکار، بیا باز مراعاتم کن با ابوحمزه مرا اهل مناجاتم کن ماه مهمانی تو ماه کرامات علی است ماه دیدار علی ماه ملاقات علی است وقت افطار به لب ذکر و مناجات علی است دل ما وقتِ سحر غرقِ عنایات علی است به گدا وقتِ سحر نانِ علی روزی کن سحری دیدنِ ایوانِ علی روزی کن با علی زمزمه کن باز الهی به حسین با خدا کن سخن آغاز الهی به حسین آمده فرصت پرواز الهی به حسین میکند در دلت اعجاز الهی به حسین با حسین بن علی روزهی خود را وا کن خیمهی روضه ز داغِ غمِ او برپا کن روضهخوان گفت که زهرا ز غمش گریان است پسرِ مادرِ آب است ولی عطشان است دستبافی به تنش بود ولی عریان است بدن زخمی او زیر سُمِ اسبان است تن او روی زمین ماند سرش را بردن از تنش پیرهن و شال کمر را بردن