ای کاش نامهام را از یار می نوشتم
سعید خرازیپسندیدن4
بازدید1.6K
ای کاش نامهام را از یار مینوشتم در لحظهی فراق از دیدار مینوشتم حالا که با رقیه راهی این دیاری ای کاش از خرابه، از خار مینوشتم رونق گرفته کارِ نیزه فروشِ کوفی باید برایت از این بازار مینوشتم افتاده پیکر من در زیرِ پای طفلان میشد برایت از این آزار مینوشتم آتش درست کردند تا بر سرت بریزند ای کاش از در و از دیوار مینوشتم کوفه مرا به یاد شهرِ مدینه انداخت جای قَناره باید مسمار مینوشتم حسین.....