ای وای پُر از زخمی
محمدحسین حدادیانپسندیدن26
بازدید1.5K
ای وای پُر از زخمی ای وای پُر از خونی عطشان اگه بودی عریان نمیمونی نترس اگه غارت شد پیرهنت چادرمو میندازم رُو بدنت منم شبیه خیمهها میسوختم کاشکی خودم برات کفن میدوختم خدای من، خدای من عریانه بچّهی باحیای من خدای من، خدای من سر بریدن بچّهمو رُو پاهای من ***** دیدم توی مقتل سینهت پُر از تیره شمر از سنان داره خنجر رو میگیره تیرا رو از سینهت بیرون میکشه میشینه روی سینه تا آماده شه با خنجرش ضربهی محکم میزنه رگای نامرتّبت سهم منه خدای من، خدای من به هیچکسی نمیرسه صدای من خدای من، خدای من کشتن بچّهمو جلو چشای من ***** گودال پُر از خونه خیمه تُو آتیشه رفتید تو و عبّاس زینب غریب میشه با اینکه ریختن سرِ تو قبیلهای ولی تو فکر خواهرت عقیلهای زجر که دخترا رو هر بار میزنه سرِ تو روی نیزهها زار میزنه خدای من، خدای من قهقهه میزنن به نالههای من خدای من، خدای من ببین چقدر تنهان بچّههای من حسین من...