ای وای محرم شده و خامنهای نیست
محمد امینیپسندیدن17
بازدید800+
ای وای محرم شده و خامنهای نیست هم صحبت ما غم شده و خامنهای نیست سالی دگر آغاز شده حنجرههامان با مستی همدم شده و خامنهای نیست ای وای که بار دگری سینهی مجنون محتاج به مرهم شده و خامنهای نیست هم جان من آمد به لبم هم جگرم سوخت هم قامت من خم شد و هم خامنهای نیست مانند زمانی که به خون خفت ابالفضل هنگامهی ماتم شده و خامنهای نیست از بانگ جگرسوز علمدار نیامد لرزان تن عالم شده و خامنهای نیست روزی که نباشد همه گفتیم محال است این فرض مسلم شده و خامنهای نیست هوا ز باد مخالف چو قیرگون گردید عزیز فاطمه از اسب تک و تنها میان مردمی نامرد حیرانم سلام از پشت بام شهر سمت شاه عطشانم حسین حی علی العزا خودم نامه فرستادم بیایی وای عجب دردی الهی بشکند دست سفیرت کاش برگردی برایت از دل این قوم یاری در نمیآید دلم میسوزد و کاری ز دستم برنمیآید حریر حرمتم را این حرامیها لگد کردند ببین با مسلم تو نامسلمانها چه ها کردند میان کوچه جسمم میشود بازیچهی طفلان تن من از غماره میشود بر میخ آویزان ولی دلواپسم دلواپس بال و پرت آقا چه خواهد کرد این سرنیزهها با پیکرت به دست بی وضوها میرسد آیات قرآنت به دندانم که سنگی خورد گفتم آه دندانت بیا این تن بمیرد کوله بارت را زمین بگذار برای اکبر خود لااقل چندین کفن بردار عذابآورتر از این یک حقیقت در جهان غم نیست رقیه صورتش نصف کف دست سنان هم نیست گناه داره کسی بهش محل نمیزاره موم سوخت شبیه مادر تو پهلوم سوخت ناور بین کوفه خواهرت آزار میبیند زبانم لال کوچه جای خود، بازار میبیند سر راهش میان رهگذر بن بست خواهد شد عقیله وارد بزم یزید مست خواهد شد حسین