ای وای از غریبی
حاج اسلام میرزاییپسندیدن10
بازدید1000+
ای وای از غریبی ****** چرا قاسم اینجور بههم ریختنت؟ با هر چی که میشد تو رو کشتنت تنت توی صحرا کشیده شده شده نیزه بارون تمومِ تنت قاسم قاسم قاسم، عمو جان ... بلندشو عزیزم غمم شد شروع میخنده یه لشکر به اشکِ عمو برام سخته قاسم غم و داغ تو چرا آخه اینجور شدی زیر و رُو؟ قاسم قاسم قاسم، عمو جان ... تو رو نانجیبا چقدر بد زدن شده خاک صحرا برا تو کفن با گریه کنارت میشینم میگم: پاشو یادگارِ داداشم حسن تو رو مثل اکبر جدا کردنت عبا کم آوردم برا بردنت پُر از لختهی خون شده حنجرت چقدر آخه مظلوم گیر آوردنت قاسم قاسم قاسم، عمو جان ...