ای همسر باوفای احمد
حنیف طاهریپسندیدن1
بازدید6.4K
ای همسر باوفای احمد ای همنفس دعای احمد ای جان به رَه حبیب داده ای عاشق و مبتلای احمد ای زینت خانهی پیمبر ممنون زِ تو شد خدای احمد از جان و مقام و مال رستی مردانه شدی فدای احمد اسلام زِ تو گرفت رونق از توست رسا، صدای احمد سیلی نه ولی تو سنگ خوردی ای سینهسپر برای احمد سرمنشاء کوثری، خدیجه لیلای پیمبری، خدیجه ای فاطمه را تو پروریده ای رنج و بلا به جان خریده سادات زِ تو مقام دارند صدّیقه، زکیه و شهیده مکّه زِ تو افتخار دارد بر خویش قدوم تو بدیده کعبه به طواف توست محتاج با خون دلت شدی شهیده مرغ دل شیعه پَر شکسته تا قبر غریبِ تو پریده حتی کفنی دگر نداری جانم به فدای تو حمیده با اشک نبی رخ تو را شست اول کفن بهشتی از توست ای بانوی ذوالکرم، خدیجه ای مادر اهل غم، خدیجه دلدادهی تو حبیبِ حق بود صاحبنفس حرم، خدیجه بر سفرهی تو نشسته حیدر پیش همه محترم، خدیجه زود است برای دختر تو مأنوس شود به قبر، خدیجه **** مادر نداشتم که زدم فضّه را صدا در بین آن کشاکش دیوار و دَر، پدر میخواستم زِ حقّ علی من کنم دفاع دیدی چه کرد قُنفذ بیدادگر؟