نصب اپلیکیشن نوا
تصویر حاج جواد حیدری - ارباب شهید یا اباعبدالله

ارباب شهید یا اباعبدالله

[ حاج جواد حیدری ]
ارباب شهید یا اباعبدالله 
ای نور امید یا اباعبدالله

فرمایش تو نصِّ کلامُ الله است
قرآن مجید یا اباعبدالله

من پارچه‌ی سیاه دیوار غم‌ام
من را بخرید یا اباعبدالله

تو حُرِّ رجیم را نجاتش دادی
ای صبح سفید یا اباعبدالله

خیرات جهان پشت در خانه‌ی توست
دست تو کلید یا اباعبدالله

از داخل چاه، یوسف از بهر نجات
فریاد کشید یا اباعبدالله

از خون شهیدان وطن در همه حال
نام تو دمید یا اباعبدالله
* * * *
ای پیر و مُراد بندگانم
مصباح هدیٰ حسین‌‌جانم

ای آینه‌ی من خداوند 
توحید گرفته با تو پیوند

فانیِ معظم ربوبی
ای خوبیِ کل و کل خوبی

تکوین بلا، شکوه ماتم
ساقیِ نخست زاده‌ی غم

ای حزن مبارک معلیٰ
چشمان تو قبله‌ی مصلیٰ

ای کشتیِ جاریِ اِلَی الله
از پرده‌ی غیب هستی آگاه

ای زائر ذات حیِّ باری
با هر سر موی توست کاری

از بعد هزار سال نوری
امروز سرآمده صبوری

این نامه به خط ذوالجلال است
آماده شو نوبت وصال است

تسبیح بگو کنار مایی
ای شاه میان کربلایی

این کرب‌وبلاست عرش داور
شأن و شرفش ز کعبه برتر

این دسته به باطنش صراط است
دریای وصال تو فرات است

ای قافله‌ات قطار توحید
ترکیب ستاره، ماه و خورشید

زینب که شریک توست یارا
بر او برسان سلام ما را

سوگند به گیسوان اکبر
در قافله آمده پیمبر

مریم به رباب وام‌دار است
عیسای تو بِین گاهواره‌ست

مژده به تو ای مسیح دادم
عَلَم تو را به عباس دادم

بر محمل دختران زهرا
نزدیک نشد غبار صحرا 

ای شسته ز هر چه غیر من هست
آن جام بلا که خاطرت هست

دلداده‌ی لاشَریکَ لَه باش
آماده‌ی ظهر روز دَه باش

لبِّیک بگو که هر چه خون است
زین تو ز اسب واژگون است

در خیمه نگاه زار داری
با خنجر شمر کار داری 

جسم تو رها میان شیب است
ذبح تو به شیوه‌ای عجیب است

یک تیر به پلک تو نشسته
یک نیزه به سینه‌ات نشسته

لبِّیک بگو که امتحان است
چشمی سوی خیمه‌ی نگران است

آیات عفاف در تلاطم
چون فاطمه در شراره هیزم

پروانه‌ی خیمه در فرار است
چشمان رقیه تارِ تار است

با دامن گُر گرفته، گریان
اطفال به هر سوی بیابان
* * * *
گفتار عشق را به زبان احتیاج نیست
چندان که شد نگه به نگه آشنا بس است

نظرات

0

پس از بررسی نمایش داده می‌شود

هنوز نظری ثبت نشده

  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل