ای نسیمِ سحر آرامگَهِ یار کجاست؟
سید جواد ذاکرپسندیدن8
بازدید200+
ای نسیمِ سحر آرامگَهِ یار کجاست؟ منزلِ آن مَهِ عاشقکُشِ عَیّار کجاست؟ شبِ تار است و رَهِ وادیِ اَیمَن در پیش آتشِ طور کجا موعدِ دیدار کجاست؟ هر که آمد به جهان نقشِ خرابی دارد در خرابات بگویید که هُشیار کجاست؟ آنکَس است اهلِ بشارت که اشارت داند نکتهها هست بسی مَحرمِ اسرار کجاست؟ هر سرِ مویِ مرا با تو هزاران کار است ما کجاییم و مَلامتگرِ بیکار کجاست؟ عقل دیوانه شد آن سلسلهی مُشکین کو؟ دل ز ما گوشه گرفت اَبرویِ دلدار کجاست؟ ***** شاه شمشادقدان، خسرو شیریندهنان که به مژگان شکند قلب همه صفشکنان مست بگذشت و نظر بر منِ درویش انداخت گفت: ای چشم و چراغِ همه شیریندهنان کمتر از ذره نهای، پَست مشو، مهر بورز تا که به خلوت خورشید رسی چرخزنان با صبا در چمن لاله سحر میگفتم که شهیدانِ کهاند این همه خونینکفنان ***** گُلعِذاری ز گلستانِ جهان ما را بس زین چمن سایهی آن سروِ روان ما را بس یار با ماست، چه حاجت که زیادت طلبیم؟ دولتِ صحبتِ آن مونسِ جان ما را بس از درِ خویش خدا را به بهشتم مَفرست که سرِ کویِ تو از کون و مکان ما را بس واویلا آه و واویلا زمین کربلا... ***** من حسینم که جهان درخورِ فرمانِ من است ابر و باد و مَه و آتش که به فرمان من است جَدّ من احمدِ مختار قریشینسب است پدرم حیدر کرار امیر عرب است مادرم فاطمه خود خلقتتان را سبب است من حسینم ضربانِ دلِ من یا زهراست نقش دیوار و درِ منزل من یا زهراست ***** بالای سر شهر مدینه بنویسید در شهر غریبان قدم آهسته گذارید