ای ناگهان عزم سفر کرده
حنیف طاهریپسندیدن17
بازدید400+
ای ناگهان عزم سفر کرده ای گریهی ما را درآورده میراثدار حضرت حیدر بدرود ایرانیترین رهبر با ما بگو بی ما کجا رفتی آخر چرا آخر چرا رفتی صبح شهادت کربلا رفتی تو یاد ما باش ما یاد اشک چشم تو در روضههاییم تو یاد ما باش ما یاد تو بین نجف تا کربلاییم (صبا اگر گذری افتدت به کشور دوست سلام ما برسان بر شهید کشور دوست) ای سفرهدار روضهی سقا ای غصهدار ظهر عاشورا دوریم ما از روی چون ماهت دست ابوفاضل به همراه رفتی ولی راه میماند در بین ظلمت ماه میماند چون مکتب الله میماند حالا کجایی حالا که در آغوش الطاف خدایی حالا کجایی من مطمئنم این محرم کربلایی حالا کجایی حالا کجایی (صبا اگر گذری افتدت به کشور دوست سلام ما برسان بر شهید کشور دوست)