ای قرار دل بیقراره دل
حسین ستودهپسندیدن300+
بازدید19.9K
ای قرارِ دل، بیقراره دل وا کن این گره، راز کار دل رفته از کفم اختیار دل آمدهام که فدای غمت بشوم به امید وصال تو آمدهام که صدای تو را شنوم آمدهام که پناه دلم بشوی به امید نگاه تو آمدهام که صدای مرا شنوی من آمدهام که گدای تو باشم بیچارهی کرب و بلای تو باشم دل کندهام از همه غیر ضریحت من آمدهام که برای تو باشم گریه میکنم در هوای تو پا به پای دل پا به پای تو خانهام کجاست روضههای تو آمدهام که برای تو جان بدهم به نگاه تو دل بدهم به ضریح طلای تو سَر بنهم آمدهام که نفس به تنم بدهی صنما صنما تو کَرَم بنما برسان به لبم قدهی تمثال تو برده تمام قرارم خورده گره به سرِ زلف نگارم من زنده به عشقِ تو بودم و حالا میمیرم و شوق وصال تو دارم ***** شیرینتر از بغل مادر حرم حسین حرم حسین حرم حسین بره بالاتر علم حسین علم حسین علم حسین دوست دارم چون تو حسینی عزیز دلم عزیز دلم عزیز دلم نورِ دو عینی عزیز دلم نکنی ولم نکنی ولم