ای غمِ بیپایان، ساقی سرمَستان
علی کبیریپسندیدن0
بازدید62
ای غمِ بیپایان، ساقی سرمَستان یا قدیمَ الاحسان، تا ابد جاویدان جان طلب بهنما که، جان چه قابله جانان (حسین جان بستان...) رِندان قیامت میکنند، دل را غلامت میکنند ای اعتبار مِیکده، مَستان سلامت میکنند اوضاع مرتبه، ساغر لبالبه مستی میطلبه، حسین مِی بده عشقِ تو بُردَتم، من دل سپردتم من کشته مُردتم، حسین مِی بده ****** آمدم تا کویت، سجده کردم سویت قبلهی عُشّاق است، آن خمِ ابرویت کشتهی تو باشم، پیچش گیسویت (اباالفضلِ علی...) قیمت ندارد عشقِ تو، سر را طلب کن با نگاه تشنهی دیدار توییم، ای ساقی لب تشنگان باده به کف منم، من جا نمیزنم میخونم وطنم، مِی بده اباالفضل علی این مِی حلالمه، آبِ زلالمه (اباالفضلِ علی...) (یا ابوفاضل...)