ای علمدار کربلا عباس
حسین سیب سرخیپسندیدن11
بازدید3K
ای علمدار کربلا عباس (مرد میدان هر بلا عباس)۲ پنجمین نور چشم فاطمهای (تو حسین کنار علقمهای)۲ ای علمدار کربلا عباس مرد میدان هر بلا عباس پنجمین نور چشم فاطمهای تو حسین کنار علقمهای ای شفاعت به خون تو مدیون (ای حسینیتر از حسینیون)۲ بود و جانت در اختیار حسین (کس به این حد نبوده یار حسین)۲ در جمال تو منجلی دیدن فاطمیون تو را علی دیدن عشق بیمنتها تو هستی تو علی کربلا تو هستی تو (اثر سجده بر جبین داری)۲ (دست یزدان در آستین داری)۲ به تو سرمایهی ادب دادند عبد صالح تو را لقب دادند تو نداری به چشم اهل یقین دست کم از مقام معصومی (روز محشر که خلق میلرزد)۲ (شهدا برتو غبطه میورزند)۲ زان همه سر جدا بود دست جدا (پیکر پاره پارهی شهدا)۳ در قیامت که اوج .... دستهای تو دست میگیرن معجزیاتی که تو از وفا کردی (کربلا را، تو کربلا کردی)۲ به تو امید بسته بود حسین تا بجایی که این سرود حسین (گر زدستم رود برادر من)۲ (میشود بیپناه خواهر من)۲ در صف تشنگان درخشیدی تشنگی را حیات بخشیدی دست در زیر آب تا بردی کس نگفته، که جرعهای خوردی دل فلک نجات را بردی آبروی فرات را بردی هرچه گویم تو بهتر از آنی جز که گویم تو بر علی مانی (من که از پا نشستهام مولا به تو امید بستهام مولا)۲ جان زینب بگیر دستم را تاز جبران تو زهر شکستم را تشنهام، تشنهی عنایت تو عاشقم، عاشق زیارت تو (رنج حجران کشیده میمیرد)۲ کربلا را ندیده میمیرد محنتم بین و شادمانم کن با نگاهی تو میهمانم کن ساقیا تشنهام تو آبم ده بشنو ناله و جوابم ده (بیکس دیدمت آه عریان دیدمت آه دستهایت مدال عاشورا سندیست بر شفاعت زهرا )