ای علمدار خدا صاحب شمشیر دو سر
محسن عراقیپسندیدن11
بازدید15.2K
ای علمدارِ خدا، صاحب شمشیرِ دو سَر اسدالله ترین، ای زره پیغمبر هركسی در پی آن است به جايی برسد سر نهادن به كفِ پای تو مارا خوشتر بی سبب نيست كه عباس زره میپوشد در دلِ علقمه میگفت اَنَا ابنُ الحيدر ***** نه اینکه کعبه، تمامِ جهان دخیلِ علیست که راه و مقصد و انگیزه و وسیله علیست بگو به خواجه فقط حجت موجهه ما اگر که دست دهد، چهرهی جمیلِ علیست به حال دشمن او غبطه میخورم زیرا به روز حشر بگویم که او قتیل علیست کنار رفت نبی تا ولی به چشم بیاید که امر داشت محمد، علی به چشم بیاید که در شمار امامان، نبی، پیمبرِ آخر ز خود گذشت که او اولی به چشم بیاید درختِ سَروِ کهنسال از مواضع سبزش گذشت تا همهی جنگلی به چشم بیاید علی مطیعِ نبی بوده آنچنان که به گوشش چو گوشواره صدای ولی به چشم بیاید میان جملهی صَلّوا علی النبی به ظرافت علای قبل نبی هم، علی به چشم بیاید خوشم به شیعهگیام چون مقامِ خاکِ کفِ پاش به دست اگرچه نیاید ولی به چشم بیاید ***** دست در دستِ تو دادیم و جهان شکل گرفت حرکت کرد زمین بعد زمان شکل گرفت مژهات تیرِ کجی بود و برای پرتاب چون که اَبروی تو خم گشت کمان شکل گرفت همه انگار که ناخواسته لبخند زدند نامت آن لحظه که در بین دهان شکل گرفت حفره ای بود پر از خون وسط سینهی من مِهرت افتاد به قلبم ضربان شکل گرفت تا که سلمان وسط ظهر پس از نام نبی اشهدُ اَنَّ علی گفت اذان شکل گرفت