ای طبیبا نظری کن دل بیمار مرا
مازیار طاولیپسندیدن12
بازدید4.4K
ای طبیبا نظری کُن دل بیمار مرا آنقدر گریه کنم تا بخری بار مرا (قدر یک سال فقط گریه بدهکارم من) 2 کَرَمی کن بپذیر عمر بدهکار مرا پَهن کردم سر راه تو بساطی ای دوست تا که رونق دهد احسان تو بازار مرا پرده پوشی تو پایم به حرم وا کرده به کناری نزدی پرده اسرار مرا گردنی کج، سرِ پایین، به پناه آمدهام آخرِ سال تو سامان بدهی کار مرا آمدم تا که بگویم به خودم بد کردم تا که اسباب شفاعت کنی، اِقرار ِمرا گرفته جان نفسم در ثنای حضرت هادی درّ سخن بفشانم به پای حضرت هادی ز دست رفته شکیبم خدا کند که نصیبم شود زیارت صحن و سرای حضرت هادی درندگان زمین التجا برند به سویش پرندگان هوا در هوای حضرت هادی