ای سلطان ادب و
میثم مطیعیپسندیدن16
بازدید3.4K
ای سلطان ادب و سالار اهل وفا ای سوگت عین رجز سردار کرب و بلا در ابرِ خون مرو ای ماه زیبای حسین آماج تیر و تبر سرو رعنای حسین تشنه از فرات، آمدی برادرم قلب پاک تو، خون شد از غم حرم آمده پی، دیدن تو مادرم آه از این وداع (بر غم حسین، شاهدی خدای من) 2 ای خدای من *** رویای امّ بنین تعبیر از علقمه شد عباسش با لب خشک مهمان فاطمه شد فرقش چون فرق پدر چون مادر خورده زمین یا حیدر بر لب او افتاده از روی زین از غم حسین، چشم نافذش تراست با ادب هنوز، محضر برادراست رنگ او پرید، لحظههای آخراست آه از این وداع (بر غم حسین، شاهدی خدای من) 2 ای خدای من *** صَديقيَ الأبَدي وَداعاً يا عَضُدِي يا رُكني في الشِّدَدِ عباسُ يا سَندِي مِن بَعْدِكَ اشْتَعَلَتْ رُوحي و ما سَكَنَت و زينبٌ ضُرِبَتْ و بَعدَها سُبِيَتْ يا أخيْ الحَبيبْ، أنتَ أنتَ لي طَبيب أشرقتْ دِماك، ثّمَّ سِرْتَ للمَغِيب إنّنَي هُنا، يا أخي هُنا غَريب يا أخي الحَبيب (ساقيُ الحَرمْ قمرُ العشيرةِ) 3 ساقيُ الحَرمْ *** القُدسُ رايتُنا لوَحْدَةُ تَرْفَعُها و الضِّفَّة ُصَرخَتُنا لِلعالمِ نُسْمِعُها مِنَ النَّهرِ فَإلى بَحريْ العَاتيْ وَطني فِلَسطينُ انْتَفِضي هذا هذا كَفني جَهِّزُوا السِّلاح، فهوَ حلُّنَا الوَحِيد إنتفاضَةٌ، باللَّهيبِ و الحَديد إنَّ حربَنا، في الطَّريقِ من جديد جَهِّزُوا السِّلاح *** (يُرفَعُ العَلَمْ عَلمُ البَصِیرةِ) 3 يُرفَعُ العَلَمْ *** (یا حسین حسین یا حبیبَ فاطمه) 3 ***