نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای سحر روشن شام ملال دلخوشیِ منتظران وصال راحت جان، مرهم حال خراب حضرت خورشید به ما هم بتاب ناجیِ عشاق، امید ازل وعدهی حتمیِ خدا اَلعَجَل ای تو هوای خوش این پنجره باز کن از کار محبان گره شاهنشین، این دل ما جای توست گریهی ما بسته به امضای توست تا به کجا صبر، چقدر انتظار سخت به ما میگذرد روزگار درد فراوان شده، درمان تویی ناجیِ ما خیل یتیمان تویی دست بکِش بر سر شوریدگان یکنظر ای حضرت صاحبزمان بر سرم آوار شده هر بلا چارهی ما چیست به جز کربلا؟ چیست کلید در بسته؟ حسین مرهم این قلب شکسته؟ حسین ذکر حسین تا لب من باز کرد سوخت دل سوخته، سر باز کرد روضه همین است، همین یکسخن بیکفن، ای بیکفن، ای بیکفن
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد