ای ساقی ما
جواد مقدمپسندیدن9
بازدید1.2K
این ساقیِ ما پیاله کم میریزد در بادهی من مدام غم میریزد والله نیازی به مِی و مستی نیست ایوان نجف مرا بهم میریزد ۲ آخر همه باید به علی رو بزنند از شاه و گدا پیش تو زانو بزنند در قبر چنان زِ وصف حیدر خوانم تا آن دو مَلَک نعرهی یاهو بزنند ۲ قسم به خاطرههایی که از نجف دارم * علیام و بر عالمی شرف دارم چنان عجین شدهام با فَمَن یَمُت یَرَنی که روز مرگ عزیزان خود شَعف دارم زبان گشودهام آری به مدح حضرت هو بجای دفترم امشب به دست دَف دارم عجب نبوده زِ من کشف سِر عالم چون مدال نوکری شاه لوکَشف دارم نجف که میروم از شوق کربلا مستم به کربلا که روم رغبت نجف دارم سَری نداشتهام لایق بریدن او بدین دلیل کلامی مع الاَسف دارم علی علی علی علی