ای زائر دیار حبیبان ولی عصر
حاج حسین سازورپسندیدن0
بازدید100+
تنها مقیم خاک غریبان ولی عصر ای زائر دیار حبیبان ولی عصر یک گوشهی بقیع شده خیمهی عزا خاک بقیع گِل شده از اشک ندبهها نه گنبدیست تا که شود سایهی سرت نه گریه کن که لطمه زنند پای منبرت حرف از ضریح و مرمر و پای مزار نیست حق میدهم که چشم ترت را قرار نیست با اشک شرم از تو نوشته چنین قلم قبر رئیس مذهب شیعهست بی حرم شیخ الائمهای که هزاران بلا کشید از کینههای دشمن ظالم شده شهید از چه شدهست بی حرم و صحن و بارگاه پیش مزار خاکی او روضه شد گناه روضه برای حملهی دشمن به خانهاش شعله زدند به راز و نیاز شبانهاش او را عدو بدون عبا برده با غضب خیلی جفا کشیده از او نیمههای شب او را کشانده روی زمین خصم بی ادب با ناسزای او شده هر لحظه جان به لب در کوچهها دویده و اشکش روان شده با یاد داغ روز دوشنبه کمان شده روز دوشنبهای که به زهرا کتک زدند بر زخم قلب حضرت حیدر نمک زدند روز دوشنبهای که حسن دید مادرش افتاده بین کوچه و بشکسته یک پرش کمکم گریز روضه شده کوچههای شام ناموس اهلبیت و گذر بین ازدهام بودند عمهها سپر سنگ بغض ما سنگی رسید و نقش زمین شد سر امام در بین کوچه قامت عمه شده کمان عَجِّل عَلَی ظُهورِکَ یا صاحب الزمان