ای حسین من
محمدحسین حدادیانپسندیدن16
بازدید9.3K
بی تو از گلوی خواهر آب خوش پایین نمیره به ابی انت و اُمی زینبت برات بمیره ای حسین من(۲) یه روزی آخرش تو روضه نفسم میگیره بدون روضه واسهٔ من زندگی دلگیره بی تو از گلوی نوکر آب خوش پایین نمیره به ابی و اُمی نوکرت برات بمیره سر لباس کهنه تو داد من در اومد جلو چشای من تو گودال خود مادر اومد نیزه هایی که شکسته از تنت جدا نمیشه عالم از غمت بمیره حق تو ادا نمیشه ای حسین من (۲) خدا برا کسی نیاره مثل من تنهاشه بگو چکار کنم که این شمر از رو سینت پاشه به غروب جمعهای که بینمون فاصله افتاد بعده تو قافله دست خولی و حرمله افتاد ای حسین من (۲)