ای به زینب دل و دلدار بیا برگردیم
حاج عبدالرضا هلالیپسندیدن5
بازدید200+
ای به زینب دل و دلدار بیا برگردیم(۲) پسر حیدر کرار بیا برگردیم(۲) تا رسیدیم به اینجا به دلم بد آمد پسر فاطمه اینبار بیا برگردیم ترسم این است در این دشت مبدل سازند روز ما را به شب تار بیا برگردیم(۲) بین گهواره چه آرام علی خوابیده(۲) تا نشد طفل تو بیدار بیا برگردیم(۲) من به این دشتِ بلا حس عجیبی دارم(۲) حرمله میرسد انگار بیا برگردیم به روی دوش علمدار ببین دختر را تا به پایش نرود خار بیا برگردیم نکند آب به روی حرمت بسته شود(۲) هر چه مشک است تو بردار بیا برگردیم(۲) حیفِ رخسار علی اکبر لیلا، حیف از قد و بالای علمدار بیا برگردیم بیا برگردیم.... (اَهلاً وَ سَهلاً شاه کربلا...) شاه میآید به همراه تبارش وای من آه و صد اندوه با گریه نثارش وای من من به عنوان زمین کربلا دلواپسم میشود این خاک چون خاک مزارش وای من قبلها بابای او روضه برایم خوانده بود او غریب است و دل من سوگوارش آه من (اَهلاً وَ سَهلاً شاه کربلا...) دست من و عطای تو درد من و دوای تو روی تو و طواف من سعی من و صفای تو بر لب ماست نام تو در سر ماست شور تو در کف توست جان ما در دل ماست جای تو (سوز تو در خروش ما بار غمت به دوش ما) ۲ از سر نی به گوش ما نغمهی دلربای ما (اَهلاً وَ سَهلاً شاه کربلا...)