ای به حسین ابن علی پاسدار
حیدر خمسهپسندیدن4
بازدید5.4K
ای به حسین ابن علی پاسدار پلک بزن تا بشکوفد بهار ای سبب سرخیِ قلب انار دولتتان تا به ابد پایدار حکم کن، ای حکم تو از گردگار مِهر تو ای ماه غریزی بوَد نوکریام اوج عزیزی بوَد کار فَلَک بر تو کنیزی بوَد بهتر از این کار چه چیزی بوَد؟! ای به جمالت مَلَک آینهدار ای که رسیدن به تو فرض محال آب به فرمان تو در انتصال تیغ بکِش، جان تو خونم حلال لال شوم گر بکنم قیل و قال این سر ناقابل و آن ذوالفقار ای لبت از غنچهی گُل تنگتر با لب تو غنچه هماهنگتر بی تو کُمیتم ز همه لَنگتر ای تو ز داوود خوشآهنگتر کرده خداوند عجب شاهکار زلف تو تارا به تماشا بده گوشهی مِیخانه مرا جا بده مستم و افتاده مرا مِی بده جرعه نده، خُمر نده، دریا بده لطف شراب تو بوَد بار بار مستم و یکریز تلاطم کنم مَشک تو را جام تجسّم کنم بار دگر گر هوس خُمر کنم راه دهان را نکند گم کنم دست خودم نیست دگر اختیار درد پُر از خواهشِ درمان توست گر نفسی مانده به قربان توست مِیکده هم پارهگریبان توست خُم خودش از خانهخرابان توست ابرِ شرار از سرِ رحمت ببار از همه در جنگ دلاورتری یک سر و گردن ز همه بهتری هست از آنِ تو فقط دلبری از همه دنیا تو برادرتری ای ادبآموخته از تو وقار