ای برادر من، ای یار و یاور من
جواد مقدمپسندیدن20
بازدید4.6K
ای برادر من، ای یار و یاور من از چه دیده بَستی، سردار لشکرِ من بی تو من چگونه، در این جهان بمانم گو چگونه جِسمت، به خیمه ها رسانم ای همه سپاهم، پناهم، خیز و مرا یاری نما جان بگیر و، دیگر، برادر بَهرَم علمداری نما نور دیدگانم، توانم، بُردی و بستی چاره ام بین چگونه دشمن، کنارِ، تو میکند نظاره ام بی تو تنها شوم صید غم ها شوم وای از این غم جدایی وای از ایـن جــدایـی امـان از ایـن جــدایـی *** مشک تو گسسته، فرقت چرا شکسته گو چرا برادر، خون بر رُخت نشسته یا اَخا بمیرم، چشمت چرا چنین شد کی بریده دستت، قرآن بر زمین شد بانگِ یا اخایت، شنیدم، دیدم که مادر آمده سوی تو، دویدم، و دیدم با دیده ی تر آمده روی دامنّ خود، گرفته، سر شکسته ی تو را زنده شد دوباره، برایم، مدینه یاد کوچه ها ای همه سپاهم، پناهم، خیز و مرا یاری نما جان بگیر و، دیگر، برادر بَهرَم علمداری نما نور دیدگانم، توانم، بُردی و بستی چاره ام بین چگونه دشمن، کنارِ، تو میکند نظاره ام خیز و ای بی نظیر انـتـقـامـش بگیر وای از این غم جدایی وای از ایـن جــدایـی امـان از ایـن جــدایـی ***