ای انتظار جاری ده قرن تا هنوز
میثم مطیعیپسندیدن15
بازدید900+
ای انتظارِ جاریِ ده قرن تا هنوز بیتو غروب میشود این روزها هنوز اما هنوز چشمِ جهانی به راه توست این جمعه آه میرسی از راه یا هنوز با اشتیاق رویت تو رو به آسمان هر چشم خیره است ولی ابرها هنوز بارانِ پاکِ رحمتی و خاک میکِشد هر لحظه انتظار نزول تو را هنوز تو وعدهی خدایی و جاریست یاد تو در خواهش مکرّر هر ربّنا هنوز در انتظارِ جمعهی تو ندبه میکند ناحیهی مقدّسهی کربلا هنوز **** دل پُر از زخم، نفس زخم، رگ حنجر زخم گوشهای در ته گودال لب حنجر زخم آسمان پر شده از سر، سرِ بر نیزه شده پیکری روی زمین بیسر و سرتاسر زخم فقط از اسب زمین خوردنِ او کافی بود پس چه آورده به روز جگر مادر زخم خواهرش معجر اگر داشت به زخمش میبست این همه خاک نمیریخت به سرش بر هر زخم **** یه کنج از حرم بهم جا بده دلم تنگته خدا شاهده هوای حرم، هوای بهشت ببَر کربلا بهجای بهشت **** سیّد مظلوم حسین جانم، حسین جانم، حسین جانم ای کشتهی لب تشنه از آب فرات محروم عالم به فدای تو یا سیّدنا المظلوم سیّد مظلوم حسین جانم، حسین جانم، حسین جانم