ای اذان گوی حرم علی اکبرم
حیدر خمسهپسندیدن2
بازدید100+
ای اذان گوی حرم علیِاکبرم، علیِاکبرم، علیِاکبرم ... دوست نداشتم وسط هلهلهها پات رو به معرکه باز کنم، ببخش کوفیای لعنتی باعث شدن جلو تو پامو دراز کنم، ببخش چرا غصه میخوری عزیز من؟ تو از امروز منو بیشتر داری که یه زمان یه علی داشتی ولی حالا صدتا علیاکبر داری که(۲) برو خیمه ولی خواهش میکنم(۲) دستای خونی تو پاک کنی، بری بردنم به خیمه خیلی مشکله کاش منو همینجا خاک کنی، بری(۲) ای اذان گوی حرم علیِاکبرم، علیِاکبرم، علیِاکبرم ... جلوی خندهی دشمن نباید غمی که داریم و آشکار کنیم خیلی دلشورهی عمه رو دارم اگه از خیمه بیاد، چیکار کنیم؟(۲) (خیز و از جا آبرویم را بخر عمه را از بِین نامحرم ببر) ۳ اگه پا نشی بری عمه میاد قصهی مدینه تکرار میشهها زبونم لال وسط نامحرما مثل مادرت گرفتار میشهها ای اذان گوی حرم علیِاکبرم، علیِاکبرم، علیِاکبرم ...