ای آهنی که کوره ی هیزم چشیدهای
سید مجید بنی فاطمهپسندیدن4
بازدید1.9K
ای آهنی که کورهی هیزم چشیدهای دور از محل بوسهی خیرالانام باش سیصد مهاجم آمده، ای بی دفاع من در فکر دفع کردن این ازدحام باش دیدم که تازیانه به گوش غلاف گفت حالا پی شکنجهی روح امام باش در کوچه خواست تا که شود حامیه علی دردا که تازیانهی دشمن امان نداد هر قهرمان کند به نشان خود افتخار زهرا نشان خود به علی هم نشان نداد