ای آنکه خورشید دلم شد مست ماه روی تو
حاج محمود کریمیپسندیدن6
بازدید2.1K
ای آنکه خورشید دلم شد مست ماه روی تو ای آنکه محراب دلم باشد خم ابروی تو ای آنکه حیدر بوسه زد بر نازنین بازوی تو پای ادب مجروح شد در جست و جوی کوی تو ای آنکه زد روح ادب پیش تو زانوی ادب ای دانشآموز علی، فرزند بانوی ادب باب الحوائج هستی و با روی مادر دست تو ما زندهی عشق تو و هستیِ ما از هستِ تو در جنگ و در جود و سخاء کس نیست بالادست تو کردن فرازان عرب مقهور ناز شَست تو حور و مَلک سرگشته و مخمور چشم مست تو ماه بنیهاشم تویی بهر تو با صوت جلی لفظ به نفسی انت را گوید حسین ابن علی عباسی و حین غضب مثال خشم داوری دست علی دست خدا بود و تو دست حیدری فرزند زهرا هستی و از مجتبی دل میبَری پایت رکاب زینب و پشت و پناه خواهری یا کاشفالکرب الحسین ای جلوهی پیغمبری روز جزا روز وفا، روز جود فاطمه دست تو باشد بر روی دست کبود فاطمه