ای آتش افروخته! ما غیرت ابریم
حاج محمود کریمیپسندیدن0
بازدید200+
ای آتش افروخته! ما غیرت ابریم تو موج پر آشوبی و ما کشتی صبریم ای شام بلا! ما نفحات شب قدریم تو لشکر عزایی و ما لشکر بدریم امروز اگر ابرهه با فیل میآید از سوی خدا، طیرأ ابابیل میآید فرعون اگر از طرف نیل میآید از دست خدا، بارش سجیّل میآید در هیمنهی رزم علی، حربه زیاد است در شیوهی خیبرشکنش ضربه زیاد است امروز ببین جلوهی عهد ازلی را ای لشکر احزاب! بچش تیغ علی را نشناختی این امّت پیکاربلد را یکبار بخوان قصّهی حمراء الاسد را ای کرده طمع بر تن پرزخم دلیران کفتار به خبط آمده در بیشهی شیران بیدار شوی عاقبت از خواب پریشان با سیلی جمهوری اسلامی ایران ما پرچم افراشته بر قلّهی عزمیم ما امّت صلحیم که آمادهی رزمیم این ضربه که خوردید؛ نمی از یم ما بود این پاسخ آتشزدن پرچم ما بود این تازه غروبی است از آن تیره شب تو خونخواهی میناب بماند طلب تو بر دامن خود میزنی آتش به چه قیمت؟! ای تاخته بر غیرت آرش؛ به چه قیمت؟! ای آنکه به جز شیطان، سرکرده نداری ولله به جز مرگ خود، آورده نداری پیش روی خود، هیبت طالوت ببینید در لشکر خود، عبرت جالوت ببینید ای باخته! ما وارث آن بیرق نصریم ما قوم حمایتشده از صاحبالعصریم با کینهی خود چاره نکردید یلان را در خون زدهای گیسوی این دخترکان را؟! ای دختر معصوم که در مدرسه بودی کودک بودی؛ بیخبر از حادثه بودی امشب که سرت هست روی بالش خشتی با دیدهی خود دیدی اگر نور بهشتی ای دختر مظلومهی من! ای گل لاله پیش تو اگر آمد آن طفل سه ساله آرام بگو درد دلت را به رقیّه مثل تو جفا کردند اعدا به رقیّه