اگر کشتن چرا آبت ندادند
حاج محمدرضا بذریپسندیدن9
بازدید1.9K
اگر کشتن چرا آبت ندادند چرا زان در نایابت ندادند اگر کشتن چرا خاکت نکردند کفن بر جسم صد چاک نکردند اگر کشتن چرا مویت کشیدند چو گرگان پنجه بر رویت کشیدند برادر جان سلیمان زمانی چرا انگشت و انگشتر نداری چرا بر تن برادر سر نداری بمیرم من مگر مادر نداری امان ای دل وای بسوز ای دل وای 4 *** خودم دیدم که قاتل پنجه انداخت به آن مویی که زهرا کرده شانه خودم دیدم که در مقتل کشیدند به سیلی ناز طفل نلردانه سه غم اومد به جونوم هر سه یکبار غریبی و اسیری و غم یار غریبی واسیری چاره دارخ غم یار و غم یار و غم یار ***