اگر چه از زمونه حرف وسخن زیاده
میثم مطیعیپسندیدن10
بازدید300+
((اگر چه از زمونه حرف و سخن زیاده این همه غم برای گریه شدن زیاده) ۲ امّا همین که پیشتم از سر من زیاده) ۲ یادمه که بچهتر از الان بودم (۲) تو روضه گریهکنها رو که میدیدم توی دلم سوالای زیادی رو از اسم رو کتیبهها میپرسیدم (مگه چطوری کشتنت که گریهاشون بند نمیاد؟(۲) یه روز گریهکن میشم منم اگه خدا بخواد) ۲ (حیّ علی البکاء، حیّ علی العزا فی ماتم الحسین شهید کربلا)۲ سنگینه بار دوریت، پشتمو غم شکسته (۲) از سنگ بیتو بودن بال و پَرم شکسته به هیشکی هیچی نمیگم (امّا دلم شکسته) ۲ (چاییریزا آبِ حیات روضه رو یه دریا تو استکان جا میدادند) ۲ (خادمای روضه، غذای روضه رو با گریه دست سینهزن ها میدادند) ۲ چرا گرسنه کشتنت؟ واسه چی تشنه جون دادی؟(۲) با این سوالا دلمو تو بچگی تکون دادی (۲) (حالا که سن من یه ذره بیشتره برای تشنگیت دائم چشام تَرِه) ۲ (حیّ علی البکاء، حیّ علی العزا فی ماتم الحسین شهید کربلا)۲