نصب اپلیکیشن نوا
تصویر حامد خمسه - اگر دست و بالت کمی خالی است

اگر دست و بالت کمی خالی است

[ حامد خمسه ]
اگر دست و بالت کمی خالی است 
اگر حال و روز تو بی‌حالی است 

اگر آسمان در قفس می‌کشی 
اگر قسمتت بی‌پروبالی است 

اگر کار و بار تو پیچیده و..
اگر چند وقتی بد اقبالی است 

اگر تار و پودت گره خورده است 
اگر غصه‌ها نقش این قالی است 

اگر رنگ و روی تو زرد است و سرد 
اگر مثل پاییز یک شالی است 

علاجش فقط یک نفس یا علی‌ست 
خدا هست با آنکه او با علی‌ست 

خدا در شکوهِ جلال علی‌ست 
خدا در ظهورِ جمال علی‌ست 

خدا در نزولش علی می‌شود 
خدا در مقامش کمالِ علی‌ست 

حرامِ خدا و حلالِ خدا 
حرامِ علی و حلالِ علی‌ست 

اگر خسته جانی بگو یا علی 

پیمبر پس از سیرِ معراج گفت 
که ما هرچه دیدیم مال علی‌ست 

علی چارده مرتبه آمده 
علی عین میلاد آل علی‌ست 

علی گفته و غرق عینَش شدیم 
همه راهیِ کاظمینش شدیم 

مرا فارغ از قیل و قالم کنید 
مرا راحت از خشکسالم کنید 

محال است لب را به مِی تر کنم 
مرا تشنه‌ی این محالم کنید 

مرا بشکنید و بسازید باز ‌ 
ترک‌های روی سفالم کنید 

فقط روی چشمان خود می‌کشم 
از این خانه هرچه حوالم کنید 

مرا می‌کشاند دو گنبد طلا 
شب رفتنم شد حلالم کنید 

ببینید رویای جبریل را 
مبارک‌ترین کودک ایل را 

شلوغ است اگر آستانِ جواد 
پر از برکت است آسمانِ جواد 

گدایی به شاهی مقابل نشست 
چه‌ها می‌کند تکه نانِ جواد 

پیمبر پدر با خدیجه شد و...
رضا نیز با خیزران جواد 

علی اکبرش را ببین بعد این 
رضا می‌شود میهمان جواد 

شبیه نماز حسین و علی‌ست 
نماز رضا با اذان جواد 

ناامیدم دوباره مایوسم 
باز با دست خالی آمده‌ام 

باز هم چون همیشه محتاجم 
به امام جواد رو زده‌ام 

او مراد است و من مریدترین 
او جواد است و من گرفتارم 

نذر کردم گدای او باشم 
شکر حق که گدای دربارم 

هر زمان غرق در نیاز شدم 
دست لطفش به من عطا کرده 

او همیشه به وقتش آمده است 
دردهای مرا دوا کرده 

دست حاجات من گره خورده 
به نگاه پر از کرامت او 

کاش که قسمت منم بشود 
در مضیفش غذای حضرت او 

حرمش حس دلنشین دارد 
همه جای حرم خراسانی‌ست 

هرطرف را که خوب می‌بینی 
مملو از زائران ایرانی‌ست 

انس داریم از تولدمان 
به امام رئوف و فرزندش 

به جوادش که ما قسم دادیم 
خوب حس کرده‌ایم لبخندش 

شنیدم مرجع تقلید پیری آرزو میکرد
که حکم اجتهادش را علی اصغر کند امضا

پدر گردنش کج پسر گردنش کج
چقدر این دو از هم خجالت کشیدند

مشت خود را به خاک می‌کوبید

کسی اینجا به فکر غارت نیست 
چنگ بر کهنه پیرهن نزدند

نظرات

0

پس از بررسی نمایش داده می‌شود

هنوز نظری ثبت نشده

  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل