اگر خاکمو و اگر آسمانم
حسین محمدی فامپسندیدن15
بازدید1.8K
اگر خاکم و آسمانم، علیست اگر قبلهی آستانم، علیست اگر روز و شب بَر زبانم، علیست علی درد عشق است و درمان، حسین علی گفت و گفتیم: ای جان حسین من آفریدی که، حیران شوم مرا چشم کردی، که باران شوم مرا جَذبه دادی، غزلخوان شوم مرا آینه کردی، ایوان شوم زدم نعره در زیر ایوان، حسین که ای جان من، جانم، ای جان حسین همانکه دلم شعلهور آفرید همانکه مرا در به در آفرید همانکه به شوق تو، پَر آفرید به عشقت برایم، جگر آفرید کسی نیست ما را به قرآن، حسین خدا گفت و گفتیم: ای جان، حسین تو هستی محمّد، محمّد تویی و حَیُّ و علی، هم به اَبجَد تویی برات نجف، لطف مشهد تویی فقط آرزوی مجدد تویی مدینه شد امشب چراغان، حسین نَبی گفت با تو که ای جان، حسین اگر لطف زهرا مسلمان شدیم اگر ما سلیمان و سلمان شدیم اگر در حسینیه درمان شدیم اگر عاشقیم، از حسن جان شدیم حسن جان نوشتیم و جانان، حسین حسن گفت و گفتیم، ای جان حسین نشستهاست موسی، عصایش دهید رسیدهاست یوسف که جایش دهید دویدهاست یحیی، عطایش دهید به خاک است عیسی، عبایش دهید حَرَم شد قُرُق از گدایان، حسین حَرَم پُر شد از ذکر، ای جان حسین شبی که حَرَم، مادرم رفته بود پر از یاد تو، تا حَرَم رفته بود شبی که پر از آه و غم رفته بود شبی که برایم حَرَم رفته بود مرا نذر او کرد گریان، حسین که قربان سَنَ طِفلیمُ اِی جان، حسین اگر رود یا کویرت شدم جوانم ولی زود پیرت شدم اگر کنج شش گوشه گیرت شدم من از نان بابا اسیرت شدم تو آبی، تو نانی، تو سامان، حسین تویی برکت خانه، اِی جان حسین اگر آمدم، عشق یادم دهید اگر خواستم کم، زیادم دهید مرا منصب خانهزادم دهید به بادم دهید و به بادم دهید منم کاه ناچیز و طوفان، حسین مرا میکُشی آخر ای جان، حسین سه شب آمدم تا که چیزی بَرم بهاری پی برگریزی برم دعایی برای عزیزی برم شفایی برای مریضی برم سه شب آمدم زیر باران، حسین که هرشب بگویم که ای جان حسین تو بی انتها، نقطهچین میدهی که از پشت در، بیش از این میدهی چنان میدهی و چنین میدهی که حتی به قاتل نگین میدهی نگینت چه شد ای سلیمان، حسین که نالید زینب: که ای جان حسین جان حسین