اونجا که غم از آسمونش میباره، حرم کریمه
حاج علی کرمیپسندیدن100+
بازدید3.1K
اونجا که غم از آسمونش میباره، حرمِ کریمه تنها حرمی که روضهخون نداره، حرم کریمه اومدم زیارتت بیگریه، بیزاری چرا هرچی غربته تو داری؟ حتّی توی خونهتم بییاری سلام آقا، میشه به ما بگی چشات چی دیده؟ ای پسرِ مادر قد خمیده، موهات چرا از بچّگی سفیده؟ ***** مادرم در وسط کوچه نمیدید مرا پیش او بودم و میگفت کجایی حسن؟ بسکه بد خورد به دیوار سرش گفتم رفت ***** حسن جان... حسن جان چهل ساله که هی تو خواب میگی مادر حسن جان میری کوچه میشه غمت چند برابر حسن جان چی دیدی؟ مگه کی باهاتون در افتاد، چی دیدی؟ نمیگی چطور مادر افتاد، چی دیدی؟ مگه مادرم با سر افتاد، چی دیدی؟ حسن جان یکم حرف بزن تا سبک شی برادر، حسن جان یه کوچه همه زندگیِ منو زیرو رو کرد، یه کوچه که ما رو با نامردِ شهر روبهرو کرد، یه کوچه که یادش باید مرگو باز آرزو کرد، یه کوچه یه نامرد به ما توی این کوچه بد کرد، یه نامرد اومد راهمونو که سد کرد، یه نامرد گل یاسمونو لگد کرد، یه نامرد حسن جان...