اول به نام عشق به نامت به نام حُسن
سید مجید بنی فاطمهپسندیدن25
بازدید3.4K
اَوَّل به نامِ عشق، به نامَت، به نامِ حُسن ماکه تَحَیُّریم همه درمَقامِ حُسن روی تو حَسَن، خوی تو حَسَن، ای تمامِ حُسن نامَت حَسَن شدهاست که باشی اِمامِ حُسن دلدادگانِ نامِ توییم از قدیمها همنامِ مجتبیٰست، کریمِ کریمها ای قِبلهی نرفته به بِیتُالحَرام، تو آیینهی تمامقَدِ دَه امام، تو روزِ ظهور آید و رُکنِ قیام، تو آری جهان، معنیِ ذکرِ قنوتِ توست فریادِ مهدیات ز حدیثِ سکوتِ توست آه ایغریب، از وطنت دور بودهای در بَندِ حلقههای زَر و زور بودهای در خانهات اگر چه که مَحصور بودهای خورشید اَسیرِ بَند نشد، نور بودهای زندانِ تنگِ خانهات آری حَرای توست دیدی که سامرا همهاش کربلای توست ایدل، ز داغِ غربتِ آقا چه میکنی؟ آتش، میانِ سینهی مولا چه میکنی؟ دنیای بیاِمام، تو حالا چه میکنی؟ ایسَم، به جانِ زادهی زهرا چه میکنی؟ آه ایغریب، داغِ تو تا بیکَرانه رفت دشمن به زَهرِ خود، جگرت را نشانه رفت ای باغ حُسن، دستِ خزان کرد پَر پَرَت هرآنچه داشت، دشمنت آورد بَر سَرت از زَهرِ کینه آب شده جسمِ اَطهَرَت گفتند تشنهلب شدهای روزِ آخرت گفتی به زیرِ لب، تو در آن لحظه یاحسین ای تشنهلبتر از همهی تشنهها حسین لبتشنه بود، سنگ به لبهای او زدند دستی به آیههای خدا، بیوضو زدند نِیزه به روی مَخزَنِ رازِ مگو زدند با خنجری که کُند شده، بَر گلو زدند کردند بیمُلاحظه با آن بدن چکار؟ میخواهد این تَنِ پُرِ نِیزه، کَفَن چکار؟