او سفیر نهضت كرب و بلاست
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن1
بازدید6.5K
او سفیر نهضت كرب و بلاست پنجه های كوچكش مشكل گشاست ناز او را عمه جانش می خرد خندۀ او از حسین دل می برد طفل اما مثل زینب شیر بود گرچه كودك بود اما پیر بود یك سه ساله دختر اما عالمه صورتش سیب دو نیم فاطمه طفل اما كوه رنج و درد بود دختری كوچك ولیكن مرد بود آسمان مبهوت طنازی اوست حضرت عباس همبازی اوست درد عالم را مداوا می كند با نگاهش كار عیسی می كند ماورای درك عقل این و آن عمه ی با غیرت صاحب زمان من فدای نام دلجویش شوم كاش روزی زائر كویش شوم