او را سزد به خلق امیری و رهبری
محمدحسین حدادیانپسندیدن6
بازدید700+
او را سزد به خلق امیری و رهبری او آوَرَد عدالت و قسط و برابری تیغش رسد به چرخ گه رزم آوری با ذوالفقار حیدری و دست داوری یک لحظه فتح قلعه خیبر کند علی پیغمبری نبوده بدون ارادتش کعبه هنوز فخر کند بر ولادتش مسجد هنوز شوق شهادتش پروردگار فخر کند بر عبادتش با یک نگاه خویش پروردگار فخر کند بر عبادتش چون بندگی خالق داور کند علی او ناخداست کشتی لیل و نهار را فرمانده دهد هماره خزان و بهار را تقسیم کرده روز ازل خلد و نار را نَبْوَد عجب که خلق پروردگار را با یک نگاه خویش ابوذر کند علی گردون به پیش تیغ علی افکند سپر از حملهاش قضا و قدر میکند حذر شمشیر فتح داور و شیر پیامبر روز از سران فتنه بگیرد به تیغ سر شب در خرابه با فقرا سر کند علی هنگام بذل دست بود دست داورش گر کوهی از طلا بود و دو کوهی از زرش نهد طلا به کف دست سائلش نَبْوَد عجب به دست غلام ابوذرش این گوی خاک را به جهان زر کند علی پادشاهی که کنیزش خاک را زر میکند رزق این حداقل را حداکثر میکند خضر پیغمبر نشسته گوشهای و سالها روز و شب در مدح مولا شعر از بر میکند راه مسجد بسته شد بر دیگران چون که خدا هر عبادت را قبول از راه حیدر میکند میرود با اسب چوبی در جهنم هر کسی صحبت از غیر علی بالای منبر میکند احتیاطاً یا علی را با وضو گفتیم چون واجب شرعیست کاری که پیغمبر میکند غالباً هم کارهای پیش پا افتاده را در نبود مرد صاحبخانه نوکر میکند روزهایی که علی مشغول صحبت با خداست معجزاتش را به اذنالله قنبر میکند از مقامش گفتم و از مقامش گفتم و در گوش بعضیها نرفت نطفهی ناپاک گاها گوش را کر میکند کافران را شیوه جنگیدنش مجبور به اختیاری گفتن الله اکبر میکند