نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

إنّا لله و إنّا اِلیه راجِعون قُتِلَ العطشان، قُتلَ العریان إنّا لله و إنّا اِلیه راجِعون خَرَجت زینب، خَرَجت زینب گرگای درنده گریه میکنن ولی شمر توو گودال میخنده همه به چادرم دخیل میبندن ولی شمر دستمو میبنده إنّا لله و إنّا اِلیه راجِعون خَرَجَت زینب، خَرَجت زینب نور دیدهی من، به خون تپیدهی من سایبون تنت قد خمیدهی من با گریه رگاتو میبوسم سر بریدهی من، سر بریدهی من آه، نیزه خورده جای بوسهی رسولالله آه، من تنهام شمر با هزار نفر همراه آه، حسینمو کشتن إنّا لِلّه إنّا لله و إنّا اِلیه راجِعون قُتِلَ العطشان، قُتلَ العریان میبینم وحوش همه سیرابن، ولی تو گودالی عطشانی سربازا لباس جنگی دارن، ولی تو رو خاکا عریانی شاه بیسر من، شاه بیسر من غریبِ مادر من، باورم نمیشه تویی برابر من مثل پیرهنِ تو میره معجر من آه، کوتاه اومدن شمر نمیاد کوتاه آه، پهلوت نیزه میخوره وا أُمّاه آه، حسینمو کشتن إنّا لله إنّا لله و إنّا اِلیه راجِعون...
هنوز نظری ثبت نشده