امشب که شب میلاده دل پنجره فولاده
مهدی اکبریپسندیدن17
بازدید3.6K
امشب که شب میلاده دل پنجره فولاده هر کسی که مستمنده بیاد اینجا دخیل ببنده یکی میگه ای باوفا ای باصفا دوسِت دارم امام رضا مشکلگشا دستت طلا منو ببَر به کربلا یکی میگه گرفتارم، مریض دارم جز تو کسی رو ندارم پشت درم سایهی سرم مریضمو بده شفا سلطان هیاهو رضا، یا ضامن آهو رضا... کوچیک و بزرگمون پیر و جوون تو حَرمت نشستیم، تو حَرمت نشستیم از ازل ما همگی، خونوادگی امام رضایی هستیم، امام رضایی هستیم امشب ما همه مجنونیم زیارتنامه میخونیم همهمون تا سحر درگیریم کربلامونو میگیریم یکی میگه آذریام، حیدریام امام رضا میخریام؟ مهمونتم، قربونتم کربوبلا میبَریام؟ یکی میگه همسایهتم، مشهدیام اگر چه نمره ردیام پیِ تواَم، بچه محلّهی تواَم نگاه نکن به بَدیام، نگاه نکن به بَدیام سلطان هیاهو رضا، یا ضامن آهو رضا... خواب دیدم سرحالم خوش احوالم پام به حرم رسیده، پام به حرم رسیده از خودم میپرسیدم چه جوری آقا جواب همه رو میده، جواب همه رو میده زائرا دسته به دسته همه خسته و دلشکسته دیدم کنار هر زائر یه امام رضا نشسته یکی میگه شمالیام فدات بشم رزقِ زمینِ شالیام اگه بَدم باز اومدم نگاه به دست خالیام، نگاه به دست خالیام یکی میگه سرم فدات منم گدات قربون اون کبوترات نگو کیام جنوبیام منو بخر با زائرات سلطان هیاهو رضا، یا ضامن آهو رضا...