نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

حسین... حسین وای... ((امشب نسیم از دریات میخوام، ابیعبدالله)۲ امشب شفا از دستات میخوام، ابیعبدالله)۲ یه جرعه آب از سقات میخوام، ابیعبدالله ابیعبدالله... **** زان یار دلنوازم، شُکریست با شکایت گر نکته دانِ عشقی، بشنو تو این حکایت هرخدمتی که کردم، بیمزد بود و منت یارب مباد کس را، مخدوم بیعنایت در پیچ و تابِ زلفش، ای دل مپیچ کانجا سرها بریده بینی، بی جرم و جنایت رندان تشنه لب را، آبی نمیدهد کس گویا ولی شناسان، رفتند از این ولایت در این شب سیاهم، گم گشت راهِ مقصود از گوشهای برونآ، ای کوکبِ هدایت آسایش دو گیتی در قتگله بهم خورد... ابی عبدالله... حسین...
هنوز نظری ثبت نشده