نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

امشب زمین و آسمان از غصه گریان است شام غریبان است (شام غریبان است، زهرا پریشان است)۲ در کربلای بیحسین زینب پریشان است شام غریبان است آه از نهاد این زمین تا عرش اعظم رفته است سلطان عالَم رفته است جسمش به گودال و سرش در کوفه مهمان است شام غریبان است (شام غریبان است، زهرا پریشان است)۲ کرده قیامت کینهها از حیدر کرّار شد غصهها بسیار وقت جسارت کردنِ سُم سِتوران است شام غریبان است شام غریبان است، زهرا پریشان است زینب کند گریه بر این تنها که شد بیسر با روضهی مادر در آتش دیوار و در هم خیمه سوزاند شام غریبان است شام غریبان است، زهرا پریشان است عباسِ باغیرت کجاست؟ شد خیمهها غارت ای وای از این غربت امشب چه غوغایی به پا در این بیابان است شامِ غریبان است (شام غریبان است، زهرا پریشان است)۲ گشته ربابِ خونجگر بیطفل و گهواره رفته زِ کف چاره از طفل ششماهه دگر دل کندن آسان است شام غریبان است شام غریبان است، زهرا پریشان است وای از رقیه که گره خورده به کار او چشم انتظاره او کعبِ نِی و ویرانه و خارِ مغیلان است شام غریبان است شام غریبان است، زهرا پریشان است غارت شده پیراهن و انگشت و انگشتر زهرا زَنَد بر سر بعد از حسینِ فاطمه غمها فراوان است شام غریبان است (شام غریبان است، زهرا پریشان است)۲
هنوز نظری ثبت نشده