امشب خبر ز عالَم بالا رسیده است
امیر کرمانشاهیپسندیدن6
بازدید4K
امشب خبر ز عالَم بالا رسیده است روشنترین ستارهی دنیا رسیده است این بارِ دوّم است که شاعر نوشته است خورشیدِ خانوادهی زهرا رسیده است دیروز نور شُبَّر و امروز هم به خاک نور شُبِیر حضرتِ مولا رسیده است در نیل غصّه مانده، بیا مُردهدل بیا موسیٰ رسیده است، مسیحا رسیده است بیراهه رفتهاید اگر رودهای اشک راهی شوید، حضرتِ دریا رسیده است دنبالِ کاروان ملائک پریده بود جا مانده بین راه دلم، یا رسیده است؟! شوق دلم، نه شوق شفاء مثل فُطرُس است قصدش در آن هوا دو سه جرعه تنفّس است ***** در آن هوا که بوی خدا میرسد از آن در خانهای که نور دعا میرسد از آن اطراف گاهوارهی طفلی که نیمهشب لالای جبرئیلِ خدا میرسد از آن در آن هوا که فاطمه در آن نفَس کشید آنجا که عِطر آلِ عَبا میرسد از آن ما را دخیل بَر پَرِ قُنداقهاش کنید قُنداقهای که شوقِ شفاء میرسد از آن در پشتِ درب خانهی زهرا نشستهایم نجوای چند مَرد گدا میرسد از آن این خانهی علیست که سردار گشته است آخر صدای گریه چرا میرسد از آن؟! شاید صدای گریهی...، نه کودکانه نیست جز یا حسین زمزمهی اهلِ خانه نیست ***** دنیا به دامِ نامِ حسین اوفتاده است دل نیست آن دلی که به او دل نداده است بیاختیار عاشق اویی اگر، بدان کار خداست، عشقِ به او بیاراده است هر کس سوارِ کِشتی عشقَش نمیشود سوگند میخورم که قیامت پیاده است ما رَعیتیم رَعیت باغ ولایتیم امشب شب تولّد اربابزاده است شیرین شدهست با قدمَش کام اهلِ بیت هرچند این پسر نمک خانواده است معراج جبرئیل شبی بوده است که در پای گاهوارهی او سَر نهاده است یک شب مرا مجاور گهوارهاش کنید چون جبرئیل زائر گهوارهاش کنید ***** جز آبِ دیده آبِ حیاتی نخواستم جز شورِ اشک شهدِ نباتی نخواستم جز معرفت به ساحَت خاکِ قدوم او من از خدای خود عرفاتی نخواستم یک شب که سخت تشنه شدم از خدا بهجز گریه کنار نَهر فُراتی نخواستم بیحسِّ عطر سیبِ شبِ جمعهی حرَم هرگز زیارت عتباتی نخواستم امشب مدینه آمده پابوس کربلا امشب حسین آمده، حَیِّ عَلَی العَزا ***** آمد حسین و اوج تألُّم شروع شد بارانِ گریه جای تبسُّم شروع شد آمد حسین و از شبِ میلاد، روضه است با گریهی زنانهی مَردُم شروع شد آمد حسین و در دل دریاییِ علی با موج غصٌههاش تلاطُم شروع شد در ذهن مادرانهی زهرا که از پدر از کربلا شنیده تجسُّم شروع شد در قتلگاه در دلِ نیزهشکستهها از حَنجری بُریده تَکلُّم شروع شد