امان از شهر شام ای کاش میمردم
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن6
بازدید2.5K
امان از شهر شام، ای کاش میمُردم زِ چوب و سنگِ بام، ای کاش میمُردم شقاوت، پایکوبی، ناسزا، آتش نه مردی، نه مرام، ای کاش میمُردم اسیرِ زنگبار و رُم مگر میبرد میانِ خاص و عام، ای کاش میمُردم نقابِ روی زینب آستینش بود به موجِ ازدحام، ای کاش میمُردم یهودیها به رسمِ پیشوازِ ما همه در اهتمام، ای کاش میمُردم به دستش هر چه میآمد فقط میزد به قصدِ انتقام، ای کاش میمُردم سری از نیزه میافتاد زیرِ پا به پیشِ چشمهام، ای کاش میمُردم ***