اُمِّ لیلا دیگه اینجا مجنونه
محمدحسین حدادیانپسندیدن49
بازدید4.1K
اُمِّ لیلا دیگه اینجا مجنونه چشمِ ناموسِ الهی گریونه کسی که شکست عصای دستامو حالا پیش عمر سعد خندونه پاشو نرسیده به تنت افتادم گم شده تو هلهله فریادم بین اعضای تنت جون دادم پاشو چه قیامتی شده تو میدون بین خندهها شدم سرگردون عمّه رو به خیمهها برگردون سبعَ مرّاتُ نادی ولدی علیاکبر بغلم بودی و دست و پا زدی علیاکبر مثل حیدر شده اَبروت واویلا مثل زهرا شده پهلوت واویلا برای بردنِ جسمت تا خیمه عبای من شده تابوت واویلا چه قیامتی چه رستاخیزی! حالا مثل برگهای پاییزی داری از بین عبا میریزی روز محشر که میگن امروزه تو رو کشتن با زبون روزه بدنت تو خیمهها میسوزه حتی عمّامهی روی سرِ تو میشه غارت دوتا گوشوارههای خواهرِ تو میشه غارت سبعَ مرّاتُ نادی ولدی علیاکبر بغلم بودی و دست و پا زدی علیاکبر