اُمُّ البنین شدم که شوم یاور حسین
امیر برومندپسندیدن6
بازدید1.6K
اُمُّالبنین شدم که شوم یاورِ حسین تا گل بیاورم، بشوم پرپرِ حسین قصدم نبود اینکه شوم مادر حسین هستند دختران علی در برِ حسین هستند مثلِ مادرشان مضطرِ حسین شد شاملم دعای سحرهای فاطمه روشن شدم به نور قمرهای فاطمه تاج سرِ مناَند گوهرهای فاطمه اولاد من کجا و پسرهای فاطمه هستند هر چهار پسرم قنبر حسین شرمندهام، نشد سپرِ مجتبی شوند قسمت نبود زودتر از این فدا شوند حالا بناست راهیِ دشت بلا شوند حتی اگر تکتکشان سر جدا شوند جای گلایه نیست، فدای سرِ حسین جریان گرفتهاند کنارِ ابوتراب از آلِ هاشمند نه قوم بنیکِلاب اصلا نیاز نیست به ترس و به اضطراب عبّاس من شده به علمداری انتخاب او هست یکتنه همهی لشکر حسین عهدیست بین اُمِّ بنین و خدای خود غیر از رضای دوست نخواهم برای خود من دل نبستهام به دلِ بچههای خود اصلا حسین و زینب و کلثوم جای خود