الهی چشم حرمله کور شه
امیر طلاجورانپسندیدن19
بازدید2.7K
الهی چشم حرمله کورشه یا از کنار محملم دورشه با اینکه چشماشو ببنده تو این عالم به تازه عروسِ پسر مرده کی آخه انقدر میخنده پاسی از شب رفته، روی نیزه بیداری علی قهر کردی با من و انگار بیداری علی رفتی اما باز فکر مادرت تو نیز باش بوسهای بر مادر خود تو بدهکاری علی چادرم خاکیست میدانم، به آن خیره نشو مادرت سر کرده است از روی ناچاری علی میفروشم زیور و گهوارهات را میخرم کور باشم من نبینم بین بازاری علی