شبای فاطمیه از غربتت
مهدی رسولیپسندیدن100+
بازدید16.2K
شبای فاطمیه از غربتت صورتم کبوده مثل صورتت سینه میزنم برا مصیبتت الهی برات بسازم یه حرم با کبوترا به دورت بپرم (وسط روضه و هر سینه زنی تا میگم حُبُ الحسین اجَننی برمیگردی و نگاهم میکنی)۲ شب روضت، شب معراج منه بانیه روضه، حسین و حسنه جبرییل به سینه و سر میزنه مادرم یه چند روزه مسافره بارشو بسته دیگه میخواد بره مثل یک پرستوی مهاجره مادر از بابام، داره رو میگیره زیر چادر، دست به پهلو میگیره ۲ ای مادر کرَم، بیبی بی حرم... اُمُ الحسنین امِ زینبین... میمیرم برات، مادر حسین...