باز کن در به روی سائل هجران دیده
محمد امینیپسندیدن2
بازدید3.1K
(باز کن در به روی سائل هجران دیده) ۲ این منم بندهی آلودهی خسران دیده (پاک کن اشک مرا و بغلم کن یارب ) ۲ عبد سرخورده محبت ز کریمان دیده (دستم از دست تو واشد که چنین گم شدهام) ۲ آنقدر حادثهای کودک گریان دیده (چشم پوشی ز گدا مسلک هر ارباب است) ۲ هرچه بد کرده گدا باز هم احسان دیده غرق عصیان شده بودیم که زهرا آمد شیعه از چادر او خیر فراوان دیده گرچه گیریم رضا ضامن ما خواهد شد لطفها نوکر از آقای خراسان دیده زیر و رو کن دل آلودهی ما را به علی ذکر او را لب ما آیهی قرآن دیده پای ما را بکشانید به درگاه نجف این گدا بندگیاش را دم ایوان دیده (علی یا علی، علی یا علی) لحد آخر ما دست امیر نجف است دفن ما را خود شاهنشه خوبان دیده بیقراریم به ما رزق حرم را بدهید نوکرش هرچه کشیدهاست ز هجران دیده آب میخواست که شمر آمد و او را چرخاند خنجری را به لب پا خوردهی عطشان دیده کهنه پیراهن او دست حرامی افتاد خواهری جسم پر از نیزهی عریان دیده